مؤلف مجهول

469

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

قرثيا و صلوات‌نامه مىخوانم ، بعده بيست و چهار ركعت نماز تهجد مىگذارم به دوازده سورهء يس ، و اشراق و استخاره و چاشت و فى زوال و اوابين و صلات منور الابدان را ترك نمىكنم ، و هر روز از قرآن دويست آيت مىخوانم . و روزهء داودى وظيفه كرده‌ام كه خود مىدانى . غير اين‌ها يك‌لحظه بىذكر لا إله إلّا الله « 1 » نبوده‌ام . تو اگر « 2 » به اين طريقه راه روى ، اميد است كه زود به مقصود برسى . اين بگفت و جان به حق تسليم كرد . بعد از وفات او ، بىبى به فرمودهء وى « 3 » عمل كرد بىخطا و قضا و بر رياضت وى « 4 » چيزى افزود . و آن بود كه بعد از هر سلام دو ركعت نماز تهجد غسلى به جاى مىآورد و نتيجه از همين يافت . القصه ، در دوازده سال كار خود را تمام كرد ، به آن وجه كه هر روز يك‌بار به سدرة المنتهى 83 رسيدى و بازگشتى . و بعد ازين مرتبه بيست سال ديگر رياضت كشيد ، و به آن مرتبه رسيد كه تجلى نورى بر وى واقع شد . روزى شوهرش گفت : اى بىبى ! مرا ميل انجير است ، اما درين فصل پيدا نيست . بىبى گفت : اى شوهر ساعتى توقف « 5 » كن . و شوهرش بيرون برآمد ، و زمانى بماند و درآمد . بىبى ، طبق انجير پيش وى « 6 » بگذاشت . شوهرش به خود گفت : اى ادهم ! درين زمان دى وجود انجير چه امكان دارد در دنيا غير اينكه در بهشت بود ؟ گويا اين سعادتمند ما را كشف بهشت شده است . الحمد لله ! كه به سبب اين زن در سايهء عرش منزل خواهم يافت ، كه گفته‌اند : اگر « 7 » شخصى زن وى حسن و جمال داشته باشد ، روز قيامت آمنا به و صدقنا در سايهء « 8 » عرش كه جز سايهء « 9 » او سايهء ديگر « 10 » نيست ، جايش دهند تا از گرماى قيامت ايمن بود . اين بگفت و به انجير خوردن مشغول شد . درين حين شيطان در دل وى « 11 » انداخت كه از حقيقت اين كار بايد پرسيد . مىخواست كه تحقيق كند . بىبى را معلوم شد ، گفت : اى شوهر ! به فرمان شيطان عمل مكن كه در خطا افتى . اين بشنيد ساكت گشت . و ازين نوع كرامات از بىبى « 12 » هروقتى « 13 » ظاهر مىشد . روزى نشسته بود كه جمعى از مشايخ رحمهم الله در خلوت بىبى حاضر آمدند و عرض كردند كه : اى زهره ! بدانكه تو چنان بودى و چنين شدى . امروز قطب عالم از عالم رفت . ربع مسكون را سير كرديم ، لايق‌تر از تو كس نيافتيم . از آن سبب پيش تو آمديم كه لباس اين منصب به تو پوشانيم و ترا

--> ( 1 ) - ب : + محمد رسول الله ( 2 ) - ب : اگر تو ( 3 ) - ب : او ( 4 ) - ب : او ( 5 ) - الف ، ت : تحمل ( 6 ) - ب : - وى ( 7 ) - ب : - اگر ( 8 ) - الف ، ت : زير ( 9 ) - ب : - سايه ( 10 ) - ب ، ت : - ديگر ( 11 ) - ب : - وى ( 12 ) - ب : + در ( 13 ) - ب : هروقت